. تصور کنین تصور میکنین همه‌چیز سر جاشه توی آینه نگاه کنین لبخند بزنین از خودتون عکس بگیرین تا وقتی بعد‌ها، روزها بعد، سال‌ها حتی دوباره به این عکس نگاه کردین یادتون بیفته جلوی در آسانسور خونه‌ی دوستتون بودین ساعت پنج صبح بود شال مشکی سرتون رو دراورده بودین هدیه داده بودین به دوستتون و با کلاه پالتوی تنتون داشتین میرفتین خونه و هیچ چیز سر جاش نبوده حتی پوستر لوله‌ شده و بسته‌بندی شده‌ای که دوستتون جا گذاشته بوده رو جا‌کفشی تصور کنین تصور میکنین همه‌چیز سر جاشه توی آینه نگاه میکنین لبخند میزنین از خودتون عکس میگیرین و به این فکر میکنین که بعد از شیش سال بالاخره یه عکس تو این آینه از خودتون گرفتین